Quizas
گفتار نيك ،پندار نيك ،كردار نيك
حرمت اعتبار خود را کمی تنها کمی خسته کمی از یادها رفته خدا هم ترک ما کرده خدا دیگر کجا رفته؟ تا مطمئن شم به یه چیزه خیالی نگاه می کردم یا واقعی می شنوی خدا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ می گن اگه از ته دل خدارو صدا کنی خدا جوابتو می ده اما سال پیش درست وقتی یک هفته بعد از این روز نحس خدارو صدا کردم هیچی نگفت!!! اگه هیچوقت خدارو از ته دل صدا نکردم اگه همیشه وقتی باهاش حرف می زدم حواسم جای دیگه بوده اگه هیچوقت خلوص نیت نداشتم اون یه بار با تمام وجودم خدارو صدا کردم!!! حتی می تونستم احساس کنم که تک تک سلولام دارن خدارو صدا می کنن برای اینکه نشه برای اینکه این اتفاق نیفته اما افتاد، خدا نبود نه که نبود بود پیش من نبود مثل همیشه. حالا بعد از گذشت یه سال از اون روز فکر میکنم وقتی صداش می کردم داشته بهم می خندیده شایدم فقط نگام می کرده!!!!!!! نمی دونم یه سال گذشت به همین زودی!!!!!! زود گذشت اما نه به راحتی خیلی سخت و سخت تر هم میشه، اینا همش حکمته!!! گاندی می گه:درد من تنهایی نیست، بلکه مرگ ملتی ست که گدایی را قناعت ،بی عرضگی را صبر و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می نامند!!!!!!! نه من نمی خوام احمق باشم... دلم می خواد برم یه جای دور خیلی دور یه جا که هیچکسو نشناسم زبونه هیچکسو ندونم اونموقع شاید زبونه خدارو هم بفهمم!!! بفهمم چه جوری حرف می زنه که من نه می فهمم نه می شنوم، چه جوریه که صداش می کنی اما همیشه ساکته، چه جوری میشه دلشو بدست آورد... کاش میشد همه چی تموم شه خیلی زود همین امروز همین الان من فقط یه نفس عمیق می کشم به سلامتیه تموم شدن تمومه دغدغه ها و استرسها و بی عدالتیها و دروغها و نامردیا... چقدر خوبه که همه ی اینا تموم میشه...
سه هزار میلیارد تومان یعنی اگر ساخت هر مسجد یک میلیارد تومان هزینه داشته باشد میتوان با آن سه هزار مسجد ساخت!
سه هزار میلیارد تومان یعنی اگر ساخت هر کتابخانه پانصد میلیون تومان هزینه داشته باشد میتوان با آن شش هزار کتابخانه ساخت!
سه هزار میلیارد تومان یعنی اگر ساخت هر دانشگاه ۱۵ میلیارد تومان هزینه داشته باشد میتوان با آن دویست دانشگاه مدرن در کشور ساخت!
سه هزار میلیارد تومان یعنی اگر ساخت هر بیمارستان ده میلیارد تومان هزینه داشته باشد میتوان با آن سیصد بیمارستان مجهز ساخت! (یعنی در هر استان قریب ۱۰ بیمارستان)
سه هزار میلیارد تومان یعنی ساخت ۱۰ تونل توحید!
سه هزار میلیارد تومان یعنی خرید بیش از ده هزار اتوبوس لوکس و پیشرفته شهری!
سه هزار میلیارد تومان یعنی اداره شش ماهه تهران بدون دغدغه!
سه هزار میلیارد تومان یعنی هدیه سه میلیون تومانی به یک میلیون زوج جوان!
سه هزار میلیارد تومان یعنی هدیه مسکن یکصد میلیونی به سی هزار خانوار!
سه هزار میلیارد تومان یعنی هدیه مسکن دویست میلیون تومانی به پانزده هزار خانوار!
سه هزار میلیارد تومان یعنی پرداخت سیصد هزارتومان پاداش به هر نفر تهرانی با جمعیت ده میلیون نفری!
سه هزار میلیارد تومان یعنی هدیه ۴۲ هزار تومان به هر نفر ایرانی باجمعیت ۷۰ میلیون نفری!
سه هزار میلیارد تومان یعنی قیمت حدود سی میلیون بشکه نفت!
سه هزار میلیارد تومان یعنی پرداخت ۸ مرغ به هر نفر ایرانی با جمعیت ۷۰ میلیون نفری بدون معطلی در صف!
سه هزار میلیارد تومان یعنی پرداخت ۵/۳ کیلو گوشت گوساله به هر نفر ایرانی با جمعیت ۷۰ میلیون نفری!
سه هزار میلیارد تومان یعنی ۵/۲ کیلو گوشت گوسفندی به هر نفر ایرانی با جمعیت ۷۰ میلیون نفری!
سه هزار میلیارد تومان یعنی هدیه دویست هزار دستگاه اتومبیل سمند سورن به دویست هزار خانوار!
سه هزار میلیارد تومان یعنی هدیه بیش از ۲۳ هزار دستگاه اتوموبیل تویوتا لنکروز به بیش از ۲۳ هزار خانوار!
سه هزار میلیارد تومان یعنی هدیه یک میلیون دستگاه تلویزیون ۴۶ اینچ الای دی سونی به یک میلیون خانوار!
سه هزار میلیارد تومان یعنی میتوان بیش از یکصدو پنجاه بار به کره ماه سفر کرد![]()
![]()
![]()
"از امروز حرف مفت قبول نمي شود."
ميگويند "حرف مفت" از آن زمان به زبان فارسي راه پيدا كرد.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
هرگز در میدان مقایسه ی خویش با دیگران مشکن
که ما هر یک یگانه ایم
موجودی بی نظیر و بی تشابه
و آرمانهای خویش را
به مقیاس معیارهای دیگران بنیاد مکن
تنها تو می دانی که "بهترین" در زندگانیت
چگونه معنا می شود
از کنار آنچه با قلب تو نزدیک است آسان مگذر
بر آنها چنگ درانداز، آنچنان که در زندگی خویش
که بی حضور آنان، زندگی مفهوم خود را از دست می دهد
با دم زدن در هوای گذشته
و نگرانی فرداهای نیامده
انگشتانت فرو لغزد و آسان هدر شود
هر روز، همان روز را زندگی کن
و بدین سان تمامی عمر را به کمال زیسته ای
و هرگز امید از کف مده
آنگاه که چیز دیگری
برای دادن در کف داری
همه چیز در همان لحظه ای به پایان می رسد
که قدمهای تو باز می ایستد
و هراسی به خود را مده
از پذیرفتن این حقیقت که
هنوز پله ای تا کمال فاصله باشد
تنها پیوند میان ما
خط نازک همین فاصله است
برخیز و بی هراس خطر کن
در هر فرصتی بیاویز
و هم بدینسان است که به مفهوم شجاعت
دست خواهی یافت
آنگاه که بگویی دیگر نخواهمش یافت
عشق را از زندگی خویش رانده ای
عشق چنان است که هر چه بیشتر ارزانی داری، سرشارتر شود
و هر گاه که آن را تنگ در مشت گیری، آسان تر از کف رود
پروازش ده تا که پایدار بماند
زندگی مسابقه نیست
زندگی یک سفر است
و تو آن مسافری باش
که در هر گامش
ترنم خوش لحظه ها جاریست![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
:ادامه مطلب:![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مردي ديروقت ‚ خسته از كار به خانه برگشت. دم در پسر پنج ساله اش را ديد كه در انتظار او بود.
سلام بابايي ! يك سئوال از شما بپرسم ؟
- بله حتماً.چه سئوالي؟
- بابا ! شما براي هرساعت كالي چخد پول مي گيريد؟
مرد با ناراحتي پاسخ داد: اين به تو ارتباطي نداره. چرا چنين سئوالي ميكني؟
- فقط ميخوام بدونم بابايي........
- اگر فقط ميخاي بدوني ‚ بسيار خوب مي گم : 2000 تومن
پسر كوچك در حالي كه سرش پائين بود آه كشيد. بعد به مرد نگاه كرد و گفت : بابايي ميشه 1000 تومن به من قرض بدي ؟
مرد عصباني شد و گفت : اگر دليلت براي پرسيدن اين سئوال ‚ فقط اين بود كه پولي براي خريدن يك اسباب بازي مزخرف از من بگيري كاملآ در اشتباهي‚ سريع به اطاقت برگرد و برو فكر كن كه چرا اينقدر خودخواه هستي. من هر روز سخت كارمي كنم و براي چنين رفتارهاي كودكانه وقت ندارم.
پسر كوچك‚ آرام به اتاقش رفت و در رو بست.
مرد نشست و باز هم عصباني تر شد: چطور به خودش اجازه مي ده فقط براي گرفتن پول ازمن چنين سئوالاتي كنه؟
بعد از حدود يك ساعت مرد آرام تر شد و فكر كرد كه شايد با پسر كوچكش خيلي تند وخشن رفتار كرده است. شايد واقعآ چيزي بوده كه براي خريدنش به 1000 تومن نيازداشته است.به خصوص اينكه خيلي كم پيش مي آمد پسرك از پدرش درخواست پول كند.
مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز كرد.
- خوابي پسرم ؟
- نه بابا ، بيدالم.
- من فكر كردم شايد با تو خشن رفتار كرده ام. امروز كارم سخت و طولاني بود و همه ناراحتي هايم را سر تو خالي كردم. بيا اين 1000 تومن كه خواسته بودي.
پسر كوچولو نشست‚ خنديد و فرياد زد : مچكلم باباجوني ! بعد دستش را زير بالشش بردو از آن زير چند اسكناس مچاله شده در آورد.
مرد وقتي ديد پسر كوچولو خودش هم پول داشته ‚ دوباره عصباني شد و با ناراحتي گفت : با اين كه خودت پول داشتي ‚ چرا دوباره درخواست پول كردي؟
پسر كوچولو پاسخ داد: براي اينكه پولم كافي نبود‚ ولي من حالا 2000 تومن دارم. آيا
مي تونم يك ساعت از كار شما رو بخلم تا فردا زودتر به خانه بياييد؟من شام خوردن با شما را خيلي دوست دارم بابايي...
![]()
![]()
![]()
| Design By : ParsSkin.Com |


